تبلیغات
آلاچیق شعر عاشقانه
آلاچیق شعر عاشقانه



من عاشق نبودم

من نه عاشق بودم
و نه محتاج نگاهی كه بلغزد بر من
من خودم بودم و یك حس غریب
كه به صد عشق و هوس می ارزید
من خودم بودم دستی كه صداقت می كاشت
گر چه در حسرت گندم پوسید
من خودم بودم هر پنجره ای
كه به سرسبزترین نقطه بودن وا بود
و خدا می داند بی كسی از ته دلبستگیم پیدا بود
من نه عاشق بودم
و نه دلداده به گیسوی بلند
و نه آلوده به افكار پلید
من به دنبال نگاهی بودم
كه مرا از پس دیوانگیم می فهمید
آرزویم این بود
دور اما چه قشنگ
كه روم تا در دروازه نور
تا شوم چیره به شفافی صبح
به خودم می گفتم
تا دم پنجره ها راهی نیست
من نمی دانستم
كه چه جرمی دارد
دستهایی كه تهیست
و چرا بوی تعفن دارد
گل پیری كه به گلخانه نرست
روزگاریست غریب
من چه خوش بین بودم
همه اش رویا بود
و خدا می داند
سادگی از ته دلبستگیم پیدا بود

 



شنبه 6 شهریور 1389 توسط سپیده | نظرات ()




www.sepideh_girl72@yahoo.com

سپیده

ღعشق و نفرتღ
ღخداحافظی چه تلخه.سخته.غم انگیزهღ
ღonly loveღ
ღدهکده ی کوچک منღ
ღعاشقانهღ
ღعاشق تنهاღ
ღقندون خندون ღ
ღمه نیلو جونღ
ღگوكلومღ
ღدکتر علی شریعتیღ
ღنویساღ
ღشگفتی های ریاضیღ
ღ۩ دنیای پردازش ۩ღ
ღحدیثه-فرنوشღ
ღغمکده پسرک تنهاღ
ღ"نگاه عشق"ღ
ღکوچه پس کوچه های قلبمღ
ღ""مطالب خواندنی""ღ
ღآسمان کویرღ
ღعلی رضاღ
ღمحمدღ
ღعشقولانهღ
ღ♥ღ♫ستایش♫ღ♥ღ
ღدر امتداد كوچه مهتابღ
ღღ♥ تیک تاک زندگى ♥ღღ
ღفرزانه(ماورای سکوت)ღ
ღپسر نقره ایღ
ღروی جاده های نمناكღ
ღنفس های بارونღ
ღگوشه نشین خلوت شبهای تنهایی توღ
ღ.•*پرنسس جوجو *•.ღ
ღخاطره(داداش گلم)ღ
ღای كاش زندگی را بازگشتی بودღ

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

RSS 2.0

کد آهنگ