تبلیغات
آلاچیق شعر عاشقانه
آلاچیق شعر عاشقانه



تنها تر از خدا

می خوام که با دست خیال خدا رو نقاشی کنم

رو زانو هاش اشک بریزم هوا رو بارونی کنم

گریه کنم گذشته مو سر روی پاهاش بزارم

بگم غریبم بی نشونم برس به دادم

می خوام رو تار و پود شب مقصد رو بی هدف برم

تو این هوای بی نفس برم به آخر برسم

برم یه جایی که فقط تو باشی و بی کسی هام

تو سرنوشت دست ببرم بهشت رو تا خودت بیام

تو نفس آخر عشق تنها تر از خدا شدم

اشکی نمونده تو چشام با گریه بی وفا شدم

غصه شکسته دلمو آخر این سفر کجاست

وقت بریدن منه دلهره از دلم جداست

تنها تر از خیال تو دلو به دریا می زنم

منو صدا کن که می خوام دل از جدایی بكنم

دستامو بگیر می دونم تویی اون  همیشه با من

اینه اون محال ممکن مثل اشک شیشه با من ...



دوشنبه 21 تیر 1389 توسط سپیده | نظرات ()




www.sepideh_girl72@yahoo.com

سپیده

ღعشق و نفرتღ
ღخداحافظی چه تلخه.سخته.غم انگیزهღ
ღonly loveღ
ღدهکده ی کوچک منღ
ღعاشقانهღ
ღعاشق تنهاღ
ღقندون خندون ღ
ღمه نیلو جونღ
ღگوكلومღ
ღدکتر علی شریعتیღ
ღنویساღ
ღشگفتی های ریاضیღ
ღ۩ دنیای پردازش ۩ღ
ღحدیثه-فرنوشღ
ღغمکده پسرک تنهاღ
ღ"نگاه عشق"ღ
ღکوچه پس کوچه های قلبمღ
ღ""مطالب خواندنی""ღ
ღآسمان کویرღ
ღعلی رضاღ
ღمحمدღ
ღعشقولانهღ
ღ♥ღ♫ستایش♫ღ♥ღ
ღدر امتداد كوچه مهتابღ
ღღ♥ تیک تاک زندگى ♥ღღ
ღفرزانه(ماورای سکوت)ღ
ღپسر نقره ایღ
ღروی جاده های نمناكღ
ღنفس های بارونღ
ღگوشه نشین خلوت شبهای تنهایی توღ
ღ.•*پرنسس جوجو *•.ღ
ღخاطره(داداش گلم)ღ
ღای كاش زندگی را بازگشتی بودღ

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

RSS 2.0

کد آهنگ